بسمه تعالي

مشاهير مازندران

فقیه وارسته آيت الله العظمـى حـاج ميـرزا هـاشـم آملي

آيت اله العظمـى حـاج ميـرزا هاشـم آملى در سال 1322 ه ق، در روستاي پردمه لاريجان از توابع شهرستان آمل در استان مازندران ديده به جهان گشـود،تحصيلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام آقا شيخ احمـد آملـى آغاز نمود

عزيمت به قم

در سال 1345 ه ق،براى تكميل معلـومات رهسپار حـوزه عليمه قـم شد، در هميـن ايام با استقرار مرحـوم آيت الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريم حايرى يزدى حوزه علميه قـم جان تازه اى به خود گرفته بود. ايشان با اشتياق خاصى در حوزه درس اساتيد برجسته قـم حاضر و از خرمـن دانـش آن بزرگواران خوشه هاى علمى فروانى چيدند.

 آيت الله ميرزا هاشـم آملى در مدت اقامت در قم توانست،از محضر درس آيات عظام،حـايـرى يزدى،حجت،يثـربـى،كاشانـى و شـاه آبـادى بهره مند گردند.

هجرت به نجف

در سال 1351 ه ق بعد از سپـرى شـدن اقامت 5 سـاله و تحصيل و تدريس مداوم در حوزه علميه قـم با اخذ درجه اجتهاد از آيت الله حايرى يزدى و آيت الله حجت جهت ادامه تحصيل و درك محضر اساتيـد نجف،به آن ديار هجـرت و در جـوار مـولاى متقيان اميـر مـومنـان علـى(ع) اقامت گزيدنـد. ايـن دوره از حيات علمـى معظم له تاثير فـراوانـى در شكل گيـرى درجات معنـوى و روحانـى ايشان داشت. آيت الله آملـى در دوره اقـامت 30 سـاله خـود در حـوزه بزرگ نجف،توانست از محفل درس آيات عظام حاج ميرزا حسيـن نائينى،حاج شيخ ضياء الديـن عراقى و حاج سيد ابوالحسـن اصفهانى استفاده برده و به مـراتب عالـى تـرى از تقـوا و دانـش دست يـابد.

ويژگيهاى اخلاقى

آيت الله آملى از خصايص والاى انسانى برخـوردار و متخلق به اخلاق الهى بـود. ايشـان در رفتار گفتـار به انبيـاء و ائمه اطهار(ع) اقتدا مـى كرد. خوش بيان،خوش برخورد و خـوش اخلاق بـود. از تجمل پـرستـى ومظاهـر بزرگنمايـى سخت بيزار و متنفـر و با طلاب جـوان همانگـونه بـرخـورد مـى كـرد كه بـابزرگان،به هميـن دليل در دل مومنان جاى گرفته بود. در خانه اش هميشه به روى همگان باز بـود.

عشق به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع)

آيت اله آملـى به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بسيار علاقه مند بـوده و به آن ها عشق مى ورزيدند كمتر مـواقعى بـود كه نام مقدس انـوار را بشنـوند و اشكشان جارى نشـود بخصـوص هر وقت نام مقدس على(ع) را مىآوردند اشك در ديدگانـش حلقه مـى زنـد. هر گاه از خـواب بر مى خاستند به شـوق زيارت امير المومنيـن على(ع) و به ياد روزهاى خـوش اقـامت در جـوار مـرقـد مطهرش بـر حضـرت درود فـرستـاده و مى فرمودند:

(السلام عليك يا اميرالمومنين و رحمه اله و بركاته).

شور و عشق معظم له به سرورشهيدان امام حسيـن(ع) غير قابل توصيف بود. مجلـس عزايى كه ايشان در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم بر پا مى كردند زبانزد همگان بـود. ايشان براى سادات احترام خاص قايل بـودند و در مجالـس با تمام قد به پاى آن ها بر مـى خاستند.

 

مشاهیر شعر و ادب

ابوجعفر محمدجرير طبرى

ابوجعفر محمدجرير طبرى مولف تاريخ ۱۶ جلدى «اخبارالرسل و الملوك» ۱۶ فوريه ۹۲۳ ميلادى (۳۰۱ خورشيدى) از اين دنيا رفت. اثر مهم او به «تاريخ طبرى» معروف است. محمدجرير از مردم طبرستان (تپورستان - مازندران) بود كه علاوه بر تاريخ بسيار مفصل خود، چند تاليف و تفسير ديگر هم دارد. در آن زمان، همانند اروپا كه تا قرون جديد كتاب هاى فلسفى، تاريخ و علوم به زبان لاتين (زبان كليسا) تاليف مى شد تا در همه سرزمين هاى مسيحى خواننده داشته باشد؛ نويسندگان ايرانى هم اين قبيل كتاب ها را به عربى مى نوشتند تا در سراسر جهان اسلامى انتشار يابد و خوانده شود. بنابراين محمدجرير هم تاليف خود «اخبارالرسل و الملوك» و «الامم و الملوك» را به عربى نوشت كه به دستور منصور سامانى وزير وى ابوعلى محمد بلعمى آن را به فارسى برگردانيد كه نثرى روان، ساده و دلنشين است. طبرى آغاز قيام ايرانيان براى احياى استقلال وطن را شاهد بود كه مبارزات مربوط به آن و فداكارى ها و خون هايى كه به خاطرش داده شد در طول تاريخ جهان بى نظير است. تلاش ويتنامى ها در قرن ۲۰ (ميت مين و ويت كنگ) كه مشابه آن بودند به يك هزارم فداكارى هاى ايرانيان در آن دوران نمى رسد كه بر پايه يك رويدادش هم فيلم سينمايى تهيه نشده است.محمدجرير در مقدمه تاليف خود نوشته است كه هدف او از اين كار پرزحمت؛ خبر رساندن و آگاهى دادن از حوادث ايام ملوك، پيمبران و خليفگان از آغاز خلقت است و كارهايشان را بگويم تا كوتهى (قصور و ضعف) آنان روشن شود. وى در اين مقدمه نوشته است كه آن چه را كه آورده از قول راويان و ناقلان است و از او نيست و درستى آنها را جز آن چه كه در زمان خودش و يا نزديك به عصر خودش بوده تضمين نمى كند.

محمد علي ( سيروس ) مهدوي ( پژوهشگر و محقق)

از چهره هاي فعال علمي خطه مازندران و ايران بشمار مي رود. علاوه بر اداره مجله اباختر، مديريت " پژوهشهاي فرهنگی" را نيز به عهده دارد.
آقاي مهدوي متولد 1329 و فارغ التحصيل رشته روانشناسي از دانشگاه تهران است . آثار قلمي ايشان عبارت است : نويسنده و ويراستار فرهنگ زندگي نامه ها بررسي تحليلي رجال كتاب تاريخ بيهقي ، مجله اباختر مقالات‌: نگاهي به پيشينه مازندران و مازندراني ، نگاهي كوتاه به تاريخ لاريجان ، حمراء ديلم نقد : خاطرات اسارت ، دفاع از اشرافيت در سنگر حزب توده ، نقدي بر پژوهش در اعلام تاريخي و جغرافيايي تاريخ بيهقي

نظام الدين نوري ( نويسنده )

درسال 1327 خورشيدي در روستاي كوتنا از توابع شهرستان قائمشهر بدنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و سپس براي ادامه تحصيلات به شهرستان قائمشهر و مقطع ليسانس را در دانشگاه علامه طباطبايي و مقطع فوق ليسانس را سال 1353 در دانشگاه تهران گذراند.از تاليفات وي : بارقه شمس در آينه مولوي، آيات مثنوي معنوي ، درست بنويسيم و درست بخوانيم ، شيوا سخن ( شيو ه تعليم انشاء ، نويسندگي ، نامه نگاري )، روش شناسي علوم و متدولوژي ، دو شاعر نو پرداز طبيعت نيما و سهراب ، خمسه نظامي و مباني عرفان و تصوف مي باشد.

شيخ طبرسي

ابن منصور احمد بن ابي طالب طبرسي ساروي معروف به شيخ طبرسي صاحب كتاب ارزشمند "احتجاج" از علماي بزرگ شيعه در اوايل قرن ششم هجري است.
ايشان از ابتداي جواني به فراگيري علوم نزد علماي مختلف آن زمان پرداخت و محضر علماي بزرگي چون مفيد ثاني و ابو علي طوسي را درك و سپس خود از استادان بنام حوزه هاي علميه گرديد و شاگردان بسياري تربيت كرد كه از آن جمله مي توان محمد بن شهر آشوب ساروي صاحب مناقب را نام برد.

شيخ طبرسي از روح بلند و پويايي برخوردار بوده و از سكوت و انزواي بعضي علما در برابر كفر و الحاد سخت رنج مي برد. رنج وي بخاطر اين بود كه نكند نغمه شوم ملحدان و شياطين در روح مردم اثر بگذارد و سرانجام طاقت نياورد و آستين بالا زد و كتاب ( احتجاج) را نوشت و آواي بلندش را به گوش همه رسانده و با اين كار خدمت بزرگي به جهان اسلام كرد.

 حسن بن زید معروف به داعی کبیر

سر سلسله دودمان علویان طبرستان حسن بن زید معروف به "داعی الی الحق" ، "داعی اول" و یا "داعی کبیر" است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات زیادی بدست نیامد و اکثر محققین و مورخین فقط به بررسی قیام او پرداخته اند . ازنوشته های مورخان چنین برمی آید که او به هنگام خلافت مستعین بالله  در سال 250ه . ق قیام نمود .در مورد علت قیام حسن بن زید چنین نوشته اند که : از زمانی که طبرستان در حوزه فرمانروایی طاهریان قرار گرفت ، امیران این سلسله افرادی را جهت اداره امور ولایات با اختیارات نامحدود اعزام می نمودند .درزمان امارت محمدبن عبدالله طاهری ، جابرن هارون نصرانی ، جهت اخذ مالیات به مازندران روانه گردید .وی بر مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت به حدی که گروهی از مردم به ناچار مجبور به مهاجرت شده و به سوی گیلان و دیلمان رهسپار گردیدند. عده ای دیگر ازمردم به سراغ یکی از علویان طبرستان به نام محمدبن ابراهیم رفته و از وی در خواست نمودند تا رهبری آنها را به عهده بگیرد. اما او آنها را به سوی حسن بن زید که بعدها به داعی کبیر شهرت یافت و در آن زمان در ری اقامت داشت ، رهنمون شد . مرحوم علامه امینی در مورد او نوشته است :
او مذهب اهل بیت را در اصول و فروع ظاهر کرده و به " الرضا من آل محمد " دعوت می کرد و نیز نوشته اند که اول کسی که بر مرقد علی (ع) دیواری بنا کرد و به تعمیرآن بقعه مبارکه پرادخت حسن بن زید بود .

ابن شهرآشوب ساروی

ابوجعفرمحمدبن علی بن شهرآشوب ساروی مازندرانی ملقب به "زین الدین " ومعروف به "ابن شهرآشوب "در سال 489ه.ق متولد شد . وی با تلاش و زحمات خویش توانست به عنوان یکی از بزرگترین مروجین مکتب ، زنده کننده آثار آل محمد (ص) و تجدید کننده مذهب در زمان خود محسوب گردد. وی بخاطر درگیری با والی مازندران از این منطقه خارج گردید و تا اقامت نهائی در شهرحلب در سرزمین سوریه به منظور کسب علوم اسلامی دست به مسافرتهای زیادی زد .در بزرگواری او این بس که دانشمندان پس از شیخ طوسی او را "شیخ الطایفه" خوانده اند و در کلیه کتابهای تراجم او را زنده کننده شیعه و آثار اهل بیت دانسته اند .ابن شهر آشوب جهت کسب علم و دانش به ملاقات جماعت زیادی از اعاظم علمای اسلامی توفیق یافته از جمله : علی بن بیهقی مولف تاریخ بیهق ، جارالله زمخشری از علمای عامه مولف تفسیر "کشاف" ، قطب الدین رازی و . . . از وی کتابهای متعدد برجای مانده که معروفترین آنها "کتاب "مناقب آل ابیطالب (ع)" است و بیشترین شهرت مولف نیز مرهون آن است . وی سرانجام پس از گذراندن صدسال عمرو حدود هفتاد سال خدمت پرتلاش به تشیع ، درشب جمعه 22ماه شعبان سال 588 ه.ق در شهر حلب به دیار باقی شتافت

ابن اسفندیار آملی

بهاء الدین محمد حسن بن اسفندیار ، مولف تاریخ طبرستان از مشاهیر و نویسندگان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ه .ق است . متاسفانه از دوران اولیه زندگانی و کیفیت تحصیلات ابن اسفندیار اطلاع چندانی دردست نیست . ولی با توجه به نوشته خودش در مقدمه تاریخ طبرستان چنین برمی آید که علوم مقدماتی را در زادگاهش لاریجان فرا گرفته است . ابن اسفندیار را " پدر تاریخ مازندران" لقب داده اند بدان جهت که اولین کتابی است که ما را به اخبار و تاریخ مازندران آگاه می کند و زمینه مطالعات تاریخ نویسان بعد به شمار می رود. از زندگی این مورخ نامی از سال 613 ه . ق به بعد که تاریخ طبرستان را تکمیل نموده ، اطلاعی در دست نیست .

محمدبن جریر بن رستم طبری

 

 ابوجعفرمحمدبن جریربن رستم طبری آملی مکنی به " ابوجعفر" و " ابن فاضل " یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه . ق به شمار می رود .

یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخرقرن سوم و اوایل قرن چهارم ه .ق به شمار می رود .اکثر علمای رجال او را آملی می دانند ولی ابن اسفندیاراو را اهل ساری می داند و می نویسد . محمد بن جریر بن رستم السروی ، فقیه ، متکلم و صاحب حدیث ، وی محقق در مذهب اهل بیت (ع) و مدتها در خدمت علی بن موسی الرضا (ع) بود . در فقه و حدیث و رجال و تفسیر مهارت داشت و در واقع یکی از اساتید مسلم علم رجال محسوب می شد .آداب الحمیده ، الایضاح در امامت ، دلایل الائمه و . . . . از تالیفات او به شمار می رود. متاسفانه تاریخ وفات وی مشخص نیست .

سید ظهیرالدین مرعشی

سید ظهیرالدین مرعشی یکی از سیاستمداران و دانشمندان ایران است که به سال 815 یا 817 و یا 818 ه . ق در آمل دیده به جهان گشود . چنان که رجال شناس نامی مرحوم حضرت آیت العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی در یادداشتی تبارنامه مرعشیان را آورده ، شب وی با چند واسطه به امام زین العابدین (ع) می رسد . سید ظهیرالدین علاوه بر این که از سیاستمداران زمان خود بوده ، یکی از نویسندگان توانای عصر خود نیز به شمار می رفت . او دواثر عمده به نام های تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان دارد که در واقع این دو اثر مکمل یکدیگرند و جزء منابع معتبر مربوط به تاریخ سادات مازندران و گیلان محسوب می شوند . او در آثار خود از اصطلاحات و عباراتی سود می جوید که حاکی از بینش شیعی وی است . آثار او به جهت اهمیت و اشتمال بر مطالب تاریخی از همان ابتدا مورد استفاده تاریخ نگاران بوده است . وی در سال 877 ه . ق از جانب کارکیا میرزا علی جانشین کارکیا سلطان محمد به سپهسالاری ولایت گرجیان منصوب گردید و تا آخر عمر در همان رتبه و منصب باقی بوده است . این مورخ برجسته سرانجام به سال 892 ه . ق دیده از جهان فروبست .

 

عمربن فرخان طبری

ابوحفص عمربن فرخان طبری مهندس و طراح شهر بغداد ، اختر شناس ، مترجم از پیشگامان دانش ریاضیات ، هیات ، نجوم و معماری و از بزرگترین دانشمندان مازندران در سده دوم هجری قمری به دنیا آمد . وی که به زبان های پهلوی ، عربی و فارسی کاملا مسلط بود ، یکی از پیشگامان ترجمه در ایران به شمار می رود . ابو حفص طبری بدون شک از بزرگان علم ایران به شمار می آمد و ابو مشعر باغی در مقام و مرتبه علمی ، او را با ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی ، فیلسوف عرب مقایسه می کند . ازجمله آثار به جامانده از وی عبارتند از: الاربعه بطلمیوس ، جوامع الاسرار فی علم النجوم و کتاب مختصر مدخل القیصرانی فی احکام النجوم .

تاریخ وفات این دانشمند نیز به مانند تاریخ ولادت وی با وجود کوشش های بسیار به دست نیامده است .

ابوسهل کوهی

ابوسهل بیژن بن رستم از ریاضی دانان و منجمین نامی ایران در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ه . ق است . از دوران اولیه زندگانی او اطلاعات چندان دقیقی دردست نیست . همین قدر مشخص است که اصل وی از جبال طبرستان است و به همین جهت بوده که "ابوسهل کوهی" ملقب گردید . این ریاضی دان عالی قدر معاصر ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی وبه قولی استاد ابوعلی سینا بوده است . وی پس از فراگیری دانش مقدماتی به سبب علاقه و استعدادی که در زمینه های ریاضی و نجوم داشته به تکمیل تحصیلات خویش دراین دورشته پرداخته و نزد استادان فن تلمذ نمود تا خود به درجه استادی رسید .وی در سال 378ه . ق در شهربغداد در حالیکه ریاست رصد خانه را برعهده داشت ، مامور به رصد کواکب سبعه شد . در زمینه ریاضیات ، عمر خیام نیشابوری ، وی را ریاضیدانی عالی مقام دانسته است . اشنایدر گفته است که پرگار به اصطلاح مخروطی را وصف کرده است . مهمترین آثار ابوسهل کوهی عبارتنداز:"مرکز الدوایر المتماسه علی الخطوط بطریق تحلیل"و کتاب "اخراج الخطین من نقطه علی زاویه معلومه به طریق تحلیل ". این دانشمند عالی قدر حدود سال 405ه . ق دارفانی را وداع گفت .

سید حیدر آملی

سید حیدر آملی از بزرگان عرفای شیعه در قرن هشتم هجری می باشد . تولد وی را به سال 720ه. ق در شهرآمل و وفات وی را به سال 794ه . ق نقل نموده اند . از آثار مهم ایشان می توان از " تفسیر المحیط الاعظم فی البحر الخضم " و در مقدمات نص النصوص " که در واقع " شرحی شیعی " نام برد .

از جمله خصوصیات شخصیتی علمی و عرفانی و تشیعی سید حیدر آملی اینکه ، مدام در کتابهای خود خصوصا در جوامع الاسرار ، از حریم شیعه امامیه و از حریم عرفان واقعی دفاع می کند و اصولا معتقد است بین مذاهب اسلامی فقط مذهب شیعه اثناعشریه است که بر حق بوده و شیعیان امامیه هستند که اهل سعادت و تشیع و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت است که صراط مستقیم می باشد .

از اساتید وی یکی شیخ کامل "محقق نورالدین طهرانی " است و دیگری ابوالمطهرحلی ، فرزند علامه حلی می باشد که سید حیدر را به " زین العابدین ثانی "خطاب می کند

علی بن ربن طبری

ابوالحسن علی بن سهل بن ربن طبری معروف به " ابن طبری " پزشک ، ریاضی دان اختر شناس ، مترجم ، ادیب و از دانشمندان برجسته قرن سوم ه . ق در حدود سال 192ه . ق در طبرستان " احتمال قریب به یقین ساری " به دنیا آمد . وی که استادرازی است از پیشگامان تالیف کتاب در زمینه طب نیز می باشد . کتاب "فردوس الحکمه " که از تالیفات این دانشمند می باشد ، نخستین مجموعه بزرگ از نوع خود در اسلام است که در سال 234ه . ق و در 360 فصل نگاشته شد . دکتر ذبیح ا. . . صفا می نویسد : کتاب فردوس الحکمه کتاب جامعی است در طب که با روش منطقی نگارش یافته و این همان روش است که بعدا علی بن عباس مجوسی در کامل الصناعه و ابوعلی سینا در کتاب قانون به کار برده اند . ابن ربن آثار متعدد دیگری نیز دارد که مهمترین آن به این قرار است " الدین و الدوله فی اثبات النبوه النبی و محمد (ص) در رد دین مسیحیت و حقانیت اسلام ، عرفان الحیاه ، فی الترقی و . . . این دانشمند عالی قدر احتمالا به سال 247ه . ق دیده ازجهان فروبست .

امير پازواري

امير پازواري مشهور به امير مازندراني، شيخ العجم و اميرالشعرا، از شاعران تبري*سراي مازندران بود.نام و زندگي وي در پرده ابهام مانده است. از سروده هاي منسوب به وي مي توان گفت كه از مردم شيعي روستاي پازوار بارفروش( بابل ) بود و معشوقه اي بنام گوهر داشت . شماري از منابع درباره زندگي، آغاز شاعري و عرفان امير چندان به خطا رفته اند كه به افسانه مانند است. برخي نام وي را شيخ محمد پازواري و برادرانش را كريم و رحيم دانسته اندو نوشته اند كه در زمان حكومت محمد صفوي در پازوار به دنيا آمد و پس از برانداختن فرمانروايان محلي و تصرف مازندران بدست شاه عباس صفوي به وي پيوست. امير از آن پس با شاه بود و از شاه لقب شيخ العجم و اميرالشعرا گرفت. پس از مرگ شاه عباس ( 1038 ) وي به بوكلاي پازوار بازگشت و در همانجا درگذشت و در كنار برادرانش به خاك سپرده شد. شماري از منابع گمان مي دادند كه امير از سادات مرعشي پازواري بود. دائرةالمعارف تشيع وي را از شاعران پاياني سده نهم و اوايل سده دهم هجري آورده است. همين منبع وي را معاصر امير تيمور گورگاني ( 807) دانسته اند و آورده اند كه تيمور از سر خشم وي را به هند تبعيد كرد و پس از چندي بخشيد و روستاي پازوار را به او سپرد. همين كتاب به خطا امير پازواري و امير ساروي (مازندراني) را يك تن دانسته است. و يادآور مي شود كه تاكنون در هيچيك از متون سده هشتم تا دوازدهم هجري از وي ياد نشده است. نخستين بار الكساندر شود زكو/ خودزكو ، ايرانشناس لهستاني ( 1806 - 1881 م ) ، در 1842 م ، چند سروده منسوب به امير را به چاپ رساند و از وي به نام شيخ العجم امير پازواري ياد كرد. پس از آن بر نهار دورن ( 1805- 1881) به دستياري ميرزا محمد شفيع بارفروشي ديوان منسوب به امير را به نام كنزالاسرار مازندراني در سن پترزبورگ به چاپ رساند. نخستين بار در ايران رضاقلي هدايت ( 1218 - 1288 ) در فرهنگ انجمن آراي ناصري و تذكره رياض العارفين ( نگارش 1260 ) از او ياد كرده است. خصوصيات شعري امير پازواري : اشعار امير بيشتر دو بيتي و با عبارت « امير گفه » آغاز مي شود و اعظم بخش هاي آن به صورت سوال و جواب شعري ( مناظره) مطرح شده است. تعدادي از اشعار امير به صورت چيستان مطرح شده كه هردو صورت شعري امير و تك بيتي هاي وي از حلاوت و عواطف خاصي برخوردار است. و اكثر شعرهاي امير در جهت عشق و علاقه وي به شيعيان حضرت علي (ع) و معشوقه*اش «گوهر» سروده كه همگي داراي محتويات ارزشمند عرفاني، اخلاقي و ارزشهاي ديني است.

نيما يوشيج

نيما در سال 1276 هجري شمسي در دهکده اي به نام يوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولي دلخوشي چنداني از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه مي داد و در کوچه باغها دنبال نيما مي کرد .

پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالي سن لويي مشغول تحصيل شد .... در مدرسه از بچه ها کناره گيري مي کرد و به گفته خود نيما با يکي از دوستانش مدام از مدرسه فرار مي کرد و پس از مدتي با تشويق يکي از معلمهايش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنايي يافت و به شعر گفتن به سبک خراساني مشغول گشت.

در سال 1300 منظومه قصه رنگ پريده را سرود که در روزنامه ميرزاده عشقي به چاپ رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسياري از شاعران پيرو سبک قديم را برانگيخت.... شاعراني چون: مهدي حميدي ، ملک الشعراي بهار و..... به مخالفت و دشمني با وي پرداختند و به مسخره و آزار وي دست زدند .

نيما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قديم شعر نمي سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند مي شدند . نيما پس از مدتي به تدريس در مدرسه هاي مختلف از جمله مدرسه عالي صنعتي تهران و همکاري با روزنامه هاي چون: مجله موسيقي ، مجله کوير و...... پرداخت.

از معروف ترين شعرهاي نيما مي توان به شعرهاي افسانه ، آي آدمها، ناقوس ، مرغ آمين اشاره کرد. نيما در 13 دي 1328 چشم از جهان فروبست...

سلمان هراتي ( شاعر )

در سال 1338 در روستاي فرودشت از توابع خرم آباد تنكابن خداوند گلي را زينت بخش خانه اي مذهبي كرد كه نام نياي بزرگش ملاسلمان را براي وي گزيدند.

وي تحصيلات ابتدايي را در زادگاه اش به اتمام رسانيد و براي گذراندن دوره متوسطه در خرم آباد تنكابن، در رشته ادبي به ادامه تحصيل پرداخت. بعد از قبولي در رشته هنر در مركز تربيت معلم تهران و اتمام آن براي تدريس روانه يكي از روستاهاي شهرستان لنگرود واجارگاه شد.

وي كار جدي شعر را از سال 1358 درحوزه انديشه هنر اسلامي شروع نمود. آنچه بسيار قابل تامل و تعمق است نگرش اين شاعر واتكا به پشتوانه هاي مذهبي در شعر است . بدين صورت كه نه تنها در يك شعرش ، بلكه در اكثر اشعارش به مسائل و روايات اسلامي و مذهبي چشم داشته و به ويژه به امام قائم (عج ) نيز توجه فراواني داشت . وي در سال 1365 دار فاني را وداع گفت.

اسماعيل مهجوري ( مورخ)

مرحوم اسماعيل مهجوري فرزند مرحوم شيخ هدايت ا... ساروي در سال 1273 هجري شمسي در يك خانواده روحاني شهر ساري متولد شد . تحصيلاتش را در مدرسه ملي ساري فرا گرفت و سپس به مدرسه سليمان خان رفت و به تحصيل ادبيات فارسي و مقدمات عربي پرداخت.

اثر ارزنده ايشان تاليف تاريخ مازندران مي باشد كه در اين كتاب تاريخ مازندران را از دورترين زمان تا عصر حاضر مورد بررسي قرار داد و با دقت و كنجكاوي موفق به انجام اين مهم گرديد. كتاب ديگر ايشان گويش هاي مازندران نام دارد كه در سال 1353 هجري _ شمسي به كوشش فرزندش چاپ گرديد

حسن شهباز ( نويسنده)

در 23 اسفند سال 1299 خورشيدي در بابل زاده شد و تحصيلات خود را در كالج اصفهان و دانشگاه تهران در رشته ادبيات خارجي به پايان رساند. چهارده سال مشاور مطبوعات اداره اطلاعات آمريكا و سال ها دبير شوراي نويسندگان راديو ايران، مديركل وزارت اطلاعات و مشاور وزير اطلاعات بود. از نوجواني ترجمه كتاب و نويسندگي در جرايد را آغاز كرد. در هفده سالگي برگردان داستان سرگذشت اثر مارلي كرلي داستان سراي انگليسي را انتشار داد و از آن پس هر سال ، كتاب تازه اي ترجمه كرد.

كتابهاي بر باد رفته ، ربه كا ، كجا مي روي ؟ افسانه هاي اپرا ، آثار جاويدان ادبيات جهان و آثار برگزيده ادب آمريكا ، سيري در بزرگترين كتابهاي جهان ( سه جلد ) از جمله كتاب هايي هستند كه از او منتشر شده است.

حسين اسلامي ( نويسنده و محقق و مورخ )

 

اسلامي در سال 1326 در ساري متولد شد. از آثار چاپ شده وي : تاريخ دو هزار ساله ساري ، جغرافياي تاريخي ساري ، دانشوران ساري ، همكاري در تاليف دائره المعارف بزرگ مازندران ، تاريخ مازندران ، تاريخ معاصر ساري ، ساري در دو انقلاب ( انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي ) . او در حال حاضر از پيش كسوتان عرصه علم و فرهنگ و احيا كننده تاريخ مازندران است. كه براي احياي فرهنگ و زبان و تاريخ مازندران كوشش و تلاش فراوان مي كند

محمد تقي دانش پژوه ( نويسنده )

محمد تقي در سال 1290 شمسي در شهر آمل متولد شد. تحصيلاتش را در آمل ، تهران و قم به انجام رساند . خدمت به فرهنگ ايران هدف و انگيزه هميشگي محمد تقي دانش پژوه بود كه سراسر زندگي را به تدريس و تاليف و تحقيق و تتبع در اين زمينه اختصاص داد. از آثارش :* ترجمه النكت الاعتقاديه ، ترجمه مصادقه الاخوان ، رساله امامت خواجه طوسي ، جامع التواريخ رشيدي ، معتقد الاماميه ، بحرالفوائد و ....

 

 

شيخ فضل ا... نوري

 

حاج شیخ فضل ا... نوری کجوری فرزند عالم متقی ملا عباس در 3 دی 1222 ش برابر با دوم ذیحجه 1295 ق در قریه لاشک منطقه کجور به دنیا آمد . پس از طی مقدمات در زادگاهش توسط دائیش آیت ا... میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسایل  به نجف اشرف رفت . وی در آنجا از محضر آیات عظام ، میرزا حسین نوری ، شیخ راضی و به ویژه میرزای شیرازی کسب فیض کرد و با توجه به استعداد و علاقه ای که داشت مدارج ترقی را پیمود و از مراجع و علمای بزرگ وقت به اخذ درجه اجتهاد نایل شد . پس از اتمام تحصیل با اشاره میرزای شیرازی برای هدایت و پیشوایی جامعه ایران ، راهی تهران شد . وی در تهران به اقامه جماعت و تالیف و تدریس علوم اسلامی و حوزوی پرداخت و بر اثر مهارت در فقه و اصول و سایر علوم اسلامی به زودی مورد استقبال طلاب و روحانیون قرار گرفت . آیت ا... شیخ فضل ا... نوری در نهضت تنباکو ( واقعه رژی ) به استاد خود میرزای شیرازی اول و بیداری ملت ایران کمک شایانی کرد و قاطعانه تا به ثمر رسانیدن آن کوشش کرد . وی در مبارزات روحانیون و مردم علیه استبداد و استعمار برای برپایی انقلاب مشروطه ، یکی از رهبران و روحانیون برجسته ای بود که با ابراز مخالفت با استبداد و همگامی با علمای تهران ، ضربه محکمی بر استبداد وارد ساخت . شیخ فضل ا... نوری به شدت با نظریه جدایی دین از سیاست مخالفت می کرد .  او در تمام مراحل مشروطه خواهی ، خواستار مشروطه مشروعه بود ولی دشمنانش او را اتهام مخالف آزادی و طرفدار استبداد می زدند . شیخ فضل ا... به خوبی دریافت که دست های پلید و پنهانی قصد پایمال کردن خون های ریخته شده در راه نهضت را دارد و مشروطه را نه به معنای حکومتی که مشروط به رعایت حدود و قوانین الهی باشد ، بلکه به معنای رژیمی که مردم در مقابل آن مشروط به سکوت باشند و قوانین غربی در آن به اجرا در آید می خواهند .لذا شیخ فضل ا...  نوری مخالفت خویش را از مشروطه غیر مشروعه اعلام کرد . البته طبیعی بود که روشنفکران وابسته به غرب نمی توانستند افکار اسلامی وی را بپذیرند .  این بود که با انتشار شب نامه ها و روزنامه ها دائما به تبلیغ علیه ایشان می پرداختند و او را به عنوان مخالف آزادی و دمکراسی و طرفدار استبداد و وابسته به دربار معرفی می کردند . سرانجام جناح مقابل در یک دادگاه به ظاهر ملی که پس از انقلاب مشروطه تشکیل داده بود ، او را محکوم به اعدام کردند . ایشان در برابر دعوت سفارت روس برای پناهندگی هرگز زیر بار این ذلت نرفت و شهادت در راه خدا را پذیرا شد و گفت : کسی که یک عمر در زیر پرچم توحیدی لا اله الا ا... زیسته است در این انجام کار زیر پرچم کفر و بیگانه نخواهد رفت . سرانجام شیخ فضل نوری را در 9 مرداد 1288 ش برابر با 13 رجب 1327 ق مصادف با سالروز ولادت حضرت امام علی ( ع ) به چوبه دار کشیده و در میدان توپخانه تهران به شهادت رساندند .  آیت الله شیخ فضل ا... نوری آثار تالیفی ارزنده ای دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از : تذکره الغافل و ارشاد الجاهل ، صحیفه مهدویه ، تقریرات درس میرزای شیرازی اول ، احکام ، حاشیه فراید الاصول ، شصت مساله ، قاعده ضمن الید ، مصباح کفعمی ، مقیاس المصابیح ، مقاصد الصالحین و غیره . وی شعر می سرود و نوری تخلص می کرد.

Top of Form