خانم محترمه معظمه،
بسمه تعالي
خانم محترمه معظمه، مرقوم سوم شما واصل شد در جواب دو مرقوم چند روز قبل مصدع شدم، اينك جواب سوم: اولا كلمهاي كه راجع به فريده نوشته بوديد كه براي مختصر گرفتگي روحي صلاح ديدند او را به مشهد ببرم، اينجانب را مضطرب كرد. علاوه بر اينكه با نوشتن كاغذ از تهران و همراه بودن فريده، يك كلمه او ننوشته؛ علاوه اسمي از فرشته نبود و به نظر آمد كه فرشته همراه نيست اينها مرا مشوش كرده فوري از سلامت او يا اگر دلتنگي خانوادگي دارند، مطلعم كنيد. اميد است دومي باشد كه سهل است. ثانيا از عمل مينو خانم به طور اجمال نوشتهايد؛ نميدانم چه عملي بوده، انشاءالله تعالي با سلامت گذشته است. ثالثا هيچ وقت به طور سربسته و اجمال چيزي ننويسيد كه موجب اضطراب ما شود. رابعا سفر مشهد انشاءالله به خير بوده و زيارت شما قبول. مصطفي براي اول رجب آمدند كربلا كاغذ هم اين چند روز به شما نوشتهاند. ماها همه بحمدالله تعالي سلامت هستيم فقط صغري ضعف زياد دارد و رو به بهبودي است. اقليما و مشهدي حسين سلام دارند. به عموم بستگان خصوصا دخترها سلام برسانيد. از خارخازنجون هم مطلعم كنيد. از شما اميد دعا دارم. هواي اينجا رو به خوبي است، شبها تقريبا خوب است. سلام بر همه شماها
*زمان: 6 مهمر 19.1351 شعبان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه!
مرقوم شريف از مشهد مقدس واصل شد. از سلامت شما و خانمهاي ديگر مسرور شدم. لابد تاكنون به قم آمدهايد. مرقوم شده بود از من كاغذ نداريد. تمام مرقومات شما را جواب دادهام به وسيله آقاي اعرابي، و به پست دادهام. انشاءالله تعالي تا رسيدن اين كاغذ كارهاي برگشتن تمام شده است. از سلامت خودتان مطلعم كنيد. به همه دخترها سلام برسانيد. براي همه شماها در زيارت كربلا و نجف زيارت مي كنم و به همه دعا ميكنم. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم. مصطفي شبها و حسين ناهارها اينجاست، و گاهي مريم جمعه هم، همگي واسلام عليكم.
*زمان: 15 مهر 1351 / 28 شعبان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه عزيزهام
تاكنون چند كاغذ فرستادهام، نميدانم رسيده است يا نه از شما به وسيله فريده اطلاع پيدا كردم. مرقوم مشهد واصل شد از تهران اطلاعي ندارم اميد است هميشه خوش و خرم و مشغول ديدار خويشاوندان باشيد، اگر چه ما را فراموش نماييد. وعده مراجعت نزديك است و ما هم از نبودن شما خسته شديم. حال همه بحمدالله تعالي خوب استف فقط حسين قريب 10 روز پيش از اين مبتلا به آپانديش شد و در مستشفي نجف عمل شد و حالش خوب است و بخيهها را كشيدهاند. بقيه هم سالم هستند من كسالت هاي جزئي گاهي پيدا كردم و خوب شدم.
خدمت همه مخدرات خصوصا خانم سلام ميرساند. خدمت حضرت حجتالاسلام والمسلمين آقاي ثقفي و جناب آثاي حاج حسن سلام مي رسانم. والسلام عليكم
*زمان: 2 آبان 1351 / 16 رمضان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه!
مرقوم مورخ 12 شعبان و مرقوم مورخ 28 شعبان با هم واصل شد. از سلامت شما و ديگران خوشوقت شدم. مدتي بود هيچ اطلاعي از شماها نداشتم تا كاغذ فريده كه چند روز پيش رسيد امروز نيز مرقوم شما و صديقه و فهميه و احمد هم واصل شد. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم. حسين هم حالش خوب شد و از بيمارستان بيرون آمد. از آشتي آقا و خانم خوشوقت شدم. واقعا مژده خوبي بود. به هر دو سلام برسانيد و تبريك از قبل من بگوييد. ما عجالتا در انتظار شما به سر ميبريم. از قراري كه آقاي سيد علي خلخالي گفتهاند بهتر آن است كه با هواپيماي روز شنبه كه ميرود كويت و از آنجا به بغداد ميآيد و معطلي ندارد بيايد. هواپيماهاي ديگر معطلي دارد و صحيح نيست شما در كويت يا شام و بيروت بيجهت معطل شويد. من اين نامه را به تهران ميفرستم به حسب قاعده تا رسيد آن شما تهران هستيد راجع به مطلبي كه مربوط به آقاي پنسديده است شايد به ايشان بنويسم. واسلام عليك
پدر اولاد شما
*زمان: 21 تير 1353/ 21 جمادي الثاني 1394
بسمه تعالي
خانم محترمه
مرقوم شما پس از مدتها انتظار واصل شد. مثل اينكه شما از نجف كه حارج شديد ديگر از فكر ماها بيرون رفتيد و خيال نكرديد از دير آمدن كاغذ، ما نگران ميشويم. در هر حال انشاءالله تعالي خوش و سالم باشيد. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم و ميگذرانيم، به همان نحو كه ديديد، هواي اينجا مختلف است ولي روي هم رفته خوب است. از سلامت خودتان ولو به دو كلمه ما را در هفته يا لااقل در هر دو هفته مطلع كنيد. اينجا تازهاي نيست، همان مسايل است كه موجب نگراني است و باز معلوم نيست چه شود. انشاء الله خداوند اصلاح كند.
به همه اقوام و بستگان سلام برسانيد، خصوصا صديقه و فاطي خانم. حسن را ميبوسم. شما بدانيد كه اگر از وقت رجوع بگذرد معلوم نيست ما بتوانيم تقاضا كنيم و آنها بدهند. حتما تعجيل كنيد كه وقت نيست ما بتوانيم تقاضا كنيم و آنها بدهند. حتما تعجيل كنيد كه وقت نگذرد. به حرف هيچ كس گوش ندهيد والا در ايران ماندني خواهند شد.
21 ج 2 94 - خودم
اقليم به شما و فريده سلام ميرساند. از وقتي شما رفتيد حالش خوب است
*زمان: 4 مرداد 1355 / 28 رجب 1396
بسمه تعالي
خانم عزيز
من الان تنها نشستهام و به برادرم كه در اين آخر عمر موفق نشدم او را ببينم فكر ميكنم. مرقوم شما واصل شد. از حال آن مرحوم نوشته بوديد. فوري كاغذي نوشتم به وسيله احمد؛ ولي تقدير آن بود كه حتي كاغذ را نبيند. تقدير آن است كه من به ملاقات عزيزانم نايل نشوم. از امشب مجلس ختم ر مسجد شيخ منعقد است. مقدر بود كه من به مجلس عزاي برادرم بروم؛ زنده باشم و تحمل مصيبت كنم.
تلگرافي به حضرت آقا كردم و تسليت به فاميل گفتم. آدرس ديگران را نميدانستم شما از قبل من به همه خصوصا خانواده محترم او و فرزندان عزيزش پس از سلام تسليت بگوييد. مصطفي بحمدالله سلامت و غالبا شام و ناهار اينجاست. از سلامت خودتان مطلعم كنيد و به همه دخترها و احمد و خانمش سلام برسانيد و از قول من تسليت بدهيد. من با حال بسيار افسرده اين نامه را نوشتم. از خداوند تعالي سلامت همه شماها را خواهانم.
والسلام عليكم.
خانم محترمه معظمه، مرقوم سوم شما واصل شد در جواب دو مرقوم چند روز قبل مصدع شدم، اينك جواب سوم: اولا كلمهاي كه راجع به فريده نوشته بوديد كه براي مختصر گرفتگي روحي صلاح ديدند او را به مشهد ببرم، اينجانب را مضطرب كرد. علاوه بر اينكه با نوشتن كاغذ از تهران و همراه بودن فريده، يك كلمه او ننوشته؛ علاوه اسمي از فرشته نبود و به نظر آمد كه فرشته همراه نيست اينها مرا مشوش كرده فوري از سلامت او يا اگر دلتنگي خانوادگي دارند، مطلعم كنيد. اميد است دومي باشد كه سهل است. ثانيا از عمل مينو خانم به طور اجمال نوشتهايد؛ نميدانم چه عملي بوده، انشاءالله تعالي با سلامت گذشته است. ثالثا هيچ وقت به طور سربسته و اجمال چيزي ننويسيد كه موجب اضطراب ما شود. رابعا سفر مشهد انشاءالله به خير بوده و زيارت شما قبول. مصطفي براي اول رجب آمدند كربلا كاغذ هم اين چند روز به شما نوشتهاند. ماها همه بحمدالله تعالي سلامت هستيم فقط صغري ضعف زياد دارد و رو به بهبودي است. اقليما و مشهدي حسين سلام دارند. به عموم بستگان خصوصا دخترها سلام برسانيد. از خارخازنجون هم مطلعم كنيد. از شما اميد دعا دارم. هواي اينجا رو به خوبي است، شبها تقريبا خوب است. سلام بر همه شماها
*زمان: 6 مهمر 19.1351 شعبان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه!
مرقوم شريف از مشهد مقدس واصل شد. از سلامت شما و خانمهاي ديگر مسرور شدم. لابد تاكنون به قم آمدهايد. مرقوم شده بود از من كاغذ نداريد. تمام مرقومات شما را جواب دادهام به وسيله آقاي اعرابي، و به پست دادهام. انشاءالله تعالي تا رسيدن اين كاغذ كارهاي برگشتن تمام شده است. از سلامت خودتان مطلعم كنيد. به همه دخترها سلام برسانيد. براي همه شماها در زيارت كربلا و نجف زيارت مي كنم و به همه دعا ميكنم. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم. مصطفي شبها و حسين ناهارها اينجاست، و گاهي مريم جمعه هم، همگي واسلام عليكم.
*زمان: 15 مهر 1351 / 28 شعبان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه عزيزهام
تاكنون چند كاغذ فرستادهام، نميدانم رسيده است يا نه از شما به وسيله فريده اطلاع پيدا كردم. مرقوم مشهد واصل شد از تهران اطلاعي ندارم اميد است هميشه خوش و خرم و مشغول ديدار خويشاوندان باشيد، اگر چه ما را فراموش نماييد. وعده مراجعت نزديك است و ما هم از نبودن شما خسته شديم. حال همه بحمدالله تعالي خوب استف فقط حسين قريب 10 روز پيش از اين مبتلا به آپانديش شد و در مستشفي نجف عمل شد و حالش خوب است و بخيهها را كشيدهاند. بقيه هم سالم هستند من كسالت هاي جزئي گاهي پيدا كردم و خوب شدم.
خدمت همه مخدرات خصوصا خانم سلام ميرساند. خدمت حضرت حجتالاسلام والمسلمين آقاي ثقفي و جناب آثاي حاج حسن سلام مي رسانم. والسلام عليكم
*زمان: 2 آبان 1351 / 16 رمضان 1392
بسمه تعالي
خانم محترمه!
مرقوم مورخ 12 شعبان و مرقوم مورخ 28 شعبان با هم واصل شد. از سلامت شما و ديگران خوشوقت شدم. مدتي بود هيچ اطلاعي از شماها نداشتم تا كاغذ فريده كه چند روز پيش رسيد امروز نيز مرقوم شما و صديقه و فهميه و احمد هم واصل شد. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم. حسين هم حالش خوب شد و از بيمارستان بيرون آمد. از آشتي آقا و خانم خوشوقت شدم. واقعا مژده خوبي بود. به هر دو سلام برسانيد و تبريك از قبل من بگوييد. ما عجالتا در انتظار شما به سر ميبريم. از قراري كه آقاي سيد علي خلخالي گفتهاند بهتر آن است كه با هواپيماي روز شنبه كه ميرود كويت و از آنجا به بغداد ميآيد و معطلي ندارد بيايد. هواپيماهاي ديگر معطلي دارد و صحيح نيست شما در كويت يا شام و بيروت بيجهت معطل شويد. من اين نامه را به تهران ميفرستم به حسب قاعده تا رسيد آن شما تهران هستيد راجع به مطلبي كه مربوط به آقاي پنسديده است شايد به ايشان بنويسم. واسلام عليك
پدر اولاد شما
*زمان: 21 تير 1353/ 21 جمادي الثاني 1394
بسمه تعالي
خانم محترمه
مرقوم شما پس از مدتها انتظار واصل شد. مثل اينكه شما از نجف كه حارج شديد ديگر از فكر ماها بيرون رفتيد و خيال نكرديد از دير آمدن كاغذ، ما نگران ميشويم. در هر حال انشاءالله تعالي خوش و سالم باشيد. ماها بحمدالله تعالي سلامت هستيم و ميگذرانيم، به همان نحو كه ديديد، هواي اينجا مختلف است ولي روي هم رفته خوب است. از سلامت خودتان ولو به دو كلمه ما را در هفته يا لااقل در هر دو هفته مطلع كنيد. اينجا تازهاي نيست، همان مسايل است كه موجب نگراني است و باز معلوم نيست چه شود. انشاء الله خداوند اصلاح كند.
به همه اقوام و بستگان سلام برسانيد، خصوصا صديقه و فاطي خانم. حسن را ميبوسم. شما بدانيد كه اگر از وقت رجوع بگذرد معلوم نيست ما بتوانيم تقاضا كنيم و آنها بدهند. حتما تعجيل كنيد كه وقت نيست ما بتوانيم تقاضا كنيم و آنها بدهند. حتما تعجيل كنيد كه وقت نگذرد. به حرف هيچ كس گوش ندهيد والا در ايران ماندني خواهند شد.
21 ج 2 94 - خودم
اقليم به شما و فريده سلام ميرساند. از وقتي شما رفتيد حالش خوب است
*زمان: 4 مرداد 1355 / 28 رجب 1396
بسمه تعالي
خانم عزيز
من الان تنها نشستهام و به برادرم كه در اين آخر عمر موفق نشدم او را ببينم فكر ميكنم. مرقوم شما واصل شد. از حال آن مرحوم نوشته بوديد. فوري كاغذي نوشتم به وسيله احمد؛ ولي تقدير آن بود كه حتي كاغذ را نبيند. تقدير آن است كه من به ملاقات عزيزانم نايل نشوم. از امشب مجلس ختم ر مسجد شيخ منعقد است. مقدر بود كه من به مجلس عزاي برادرم بروم؛ زنده باشم و تحمل مصيبت كنم.
تلگرافي به حضرت آقا كردم و تسليت به فاميل گفتم. آدرس ديگران را نميدانستم شما از قبل من به همه خصوصا خانواده محترم او و فرزندان عزيزش پس از سلام تسليت بگوييد. مصطفي بحمدالله سلامت و غالبا شام و ناهار اينجاست. از سلامت خودتان مطلعم كنيد و به همه دخترها و احمد و خانمش سلام برسانيد و از قول من تسليت بدهيد. من با حال بسيار افسرده اين نامه را نوشتم. از خداوند تعالي سلامت همه شماها را خواهانم.
والسلام عليكم.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 23:11 توسط رجب بابایی جامخانه
|
بر آن شدم برای تسکین آنچه که باعث سنگینی وجودم می شود را بر روی صفحه وجودیم به تصویر بکشم ولی حیف و صد حیف قدرت نگاه آنرا ندارم لاجرم بر روی صفحه این دلنوشته روی آوردم تا شاید کمی التیام یابم ......نمیدانم که چشمان زیبا و دل پر از عاطفه تو مرا یاری خواهد کرد با خیر....همیشه منتظرم