سلام
سلام ...
کلمه ای که ما را از اعماق وجود به هم نزدیک می کند...
در حالی که تارهای به هم تنیده ما را درکمین است...
بیائیم با هم بودن را به خاطر خودشان از زاویه ای الهی تجربه کنیم ...
شاید که مقصود حاصل شود...
اگر بخواهیم .
سلام ...
کلمه ای که ما را از اعماق وجود به هم نزدیک می کند...
در حالی که تارهای به هم تنیده ما را درکمین است...
بیائیم با هم بودن را به خاطر خودشان از زاویه ای الهی تجربه کنیم ...
شاید که مقصود حاصل شود...
اگر بخواهیم .
روزگار با من نيست .....
سازش با من كوك نميشه .....
اصلا ، با من سازگاري نداره ......
يا شانس منه ديگه ........
هركاري مي كنم نتيجه نميده .....
اينا بخشي از حرفاي بعضي از ماست .....
حالا واقعا اينه ؟ .....
منكه فكر نمي كنم .....
آخه روزگار با ما چكار داره .....
اون بيچاره مامور به فرمانه .......
هرچي ما بگيم اون مجبور به انجامه .....
حالا چطور ميشه اين حرفا را ميگيم ؟ ....
شما نظرتون چيه ؟ .....
منتظرتونم ......
پایگاه اسلامی شیعی رشد
(www.roshd.org)
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد میباشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثالزدنی میباشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیدهی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمیباشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر مینمایند. اما نکتهای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت میشود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار میباشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عالیترین رتبههای روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمییابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.
نام، القاب، کنیهها
بهانه ای برای شنیدن صدای پایی که .........
گویا روی برگ های زرد پاییزی راه می رود ......
و به سوی ما می آید ......
هر چه قدر گوش ها را تیز کنی....
تازه متوجه می شوی فاصله ، هم کم است هم زیاد .....
در دو راهی می مانی کدومش درسته ......
نزدیکی صدا یا دوری !!!!!!!
براستی اونیکه باید جواب دهد قلب است ......
چون اجازه داده خیلی ها درونش جا خوش کنند ....
و جایی برای او باقی نزاشته ....
بیاییم پالایشش کنیم شاید و فقط شاید .....
جایی برای او پیدا شود .....
اون وقت لذت صدای پا را خواهیم چشید ....
شاید و فقط شاید بتوانیم چهره او را ببینیم ....
زلیخا یوسف را دید باخت .....
بعد خدایش را دید برنده شد ....
ولی یوسف ما همیشه پیروزیست ....
می گی نه ، آزمایش مجانیه .....
خود دانی .....
بر چرخ نخل ماتمیان دوش میزند
یارب شب مصیبت آرام سوز کیست؟
امشب که برق آه، ره هوش میزند
روشن نشد که روز سیاه عزای کیست؟
صبحی که دم ز شام سیه پوش میزند
آیا غم که تنگ کشیدهست در کنار؟
چاک دلم که خنده آغوش میزند
بیهوش داروی دل غمدیدگان بود
آبی که اشک بر رخ مدهوش میزند
ساکن نمیشود نفس ناتوان من
زین دشنهها که بر لب خاموش میزند
گویا به یاد تشنه لب کربلا حسین
طوفان شیونی ز لبم جوش میزند
تنها نه من، که بر لب جبریل نوحههاست
گویا عزای شاه شهیدان کربلاست
دعای عرفه و حکومت اسلامی
دعای عرفه امام حسین (علیه السلام) گرچه نیایش و راز و نیاز به درگاه بینیاز است اما راز و رمز مبارزه و قیام علیه نظام سلطهگری در آغاز آن مورد توجه و عنایت ویژه قرار گرفته است. چون امام حسین (علیهالسلام) وقتی که در این دعا بهترین نعمتهایی را که خدا به او داده، می شمارد و دربرابر آن نعمتها خدا را میستاید، عرض میکند: پروردگارا تو که نظام آسمانها را آفریدهای، تو که جبابره را در هم میکوبی، تو که...، نسبت به من لطف و احسانی بسیار بزرگ و باارزش روا داشتهای و آن لطف و احسان این بود که آن قدر در آفریدنم صبر کردی تا دوران سیاه جاهلیّت سپری شد و دوران کفر رختبربست، نظام اسلامی مستقرّ شد. آنگاه مرا در نظام و دولت اسلامی به دنیا آوردی: "لم تخرجنى ـلرأفتک بى و لطفک لى و إحسانک إلىّـ فى دولة أئمة الکفر الّذین نقضوا عهْدک وکذّبوا رُسُلک لکنّک أخرجتنى ـ رأفةً منک وتحنّناً علىّـ للّذى سبق لى من الهدی الذى له یسّرتنى وفیه أنشأتنى"
در این فقره، امام حسین (علیهالسلام) خدا را میستاید که او را در زمان جاهلیت به دنیا نیاورده است. این، نشان بلندنظری آن حضرت است. چون ممکن است کسی تبهکارانه بهسر برد و برای توجیه تباهی خود بگوید: ما در زمان جاهلیت زندگی میکردیم و احکام الهی را نمیدانستیم و هر انسان جاهلی معذور است امّا روح بلند انسان کامل به این معذور بودن قناعت نمیکند بلکه میکوشد تا به احکام الهی عالم شود و بدون عذر باشد نه معذور. حضرتاباعبدالله (علیهالسلام) به درگاه خداوند متعال عرضه می دارد: خدایا تو را شکر میکنم که مرا در دولت زمامداران کفر به دنیا نیاوردی. چون اگر قبل از اسلام به دنیا میآمدم از نعمت اسلام و معارف عمیق آن محروم میشدم، امّا تو بر من منّت نهادی و پس از سپری شدن دولت کفر و استقرار دولت اسلام مرا به دنیا آوردی.